
سلامالان که دارم این پست رو میذارم یه کم سرم میسوزه، آخه امروز برای اولین بار موهامو رنگ زدم ساعت ۱۰ و نیم صبح با عجله رفتم آرایشگاه نگار. اخه وقتم برای ساعت ۱۰ بود. اول موهامو دکلره کردن و بعد روش یه رنگ زیتونی روشن زدن. ابروهامم رنگ زدم. خیلی قشنگ شدم xa0اولین باریه که همچین تغییر بزرگی کردم. موهامو برای مراسم شب چلم رنگ زدم. (البته مراسممون تو شب چله واقعی برگزار نمیشه چون شب چله توی ماه صفر بود و دو روز مونده به اربعین. برای همین مراسم رو عقب انداختیم.)خواستم بعد از یه مدتی که عقد کردم یه تغ...
ادامه مطلب
صبح یکشنبه ساعت ۸ و بیست دقیقه از خواب پا شدم چون شبش دیر خوابیده بودم دوس داشتم بازم میخوابیدم ولی وقت نداشتم چون باید ساعت ۹و نیم آرایشگاه می بودم. وقتی پاشدم یه نگاه به دور و بر خونه انداختم. گریم گرفت xa0آخه اصلا شبیه خونه ای نبود که قرار بود توش مجلس برگزار بشه. دیگه نمیدونستم چیکار کنم چون زحمت خودمو کشیده بودم و به خاطر همزمانی دوتا مجلس اوضاع اونجور که میخواستم پیش نمی رفت. من وقت نداشتم خونه رو تمیز کنم حتی وقت صبحونه خوردن نداشتم. یه چایی خوردم و خودمو آماده کردم تا برم آرایشگاه. ساعت ...
ادامه مطلب